تبليغاتX
كهرنگ بختياري - نگاهي به شماره اول نشريه كهرنگ

 

شماره اول نشريه كهرنگ مربوط به مهر ماه 1383 مي باشد كه با عكس زيبايي از يك  « زوج بختياري »  بر روي جلد چاپ و منتشر شده است .

سر‌آغاز مطالب نشريه با  سخن سردبير به عنوان « مهر تا مهر » شروع مي شود كه با اشاره به پي ريزي  نشريه كهرنگ در مهر 1378 و انتشار اولين شماره سراسري آن در مهر 1383 ، فاصله اين دو مهر را اميد ، انتظار و پايداري      مي داند و واصله اين دو مهر را نشاط ، بهروزي و سربلندي مي شمارد .

سردبير به بهانه 5 سال پيگيري و انتظار،  5 برداشت مختصر از مهر را ارائه    مي نمايد و 5 بنيان فكري و انديشه اي دست اندركاران نشريه كهرنگ را اعلام مي نمايد .

انديشه اسلامي ، انديشه ملي ، انديشه ايلي ، انديشه پايا و انديشه پويا .

سخن سردبير با اميد و دعايي پايان مي يابد :

« اميد انكه آيين مهروري را مرام و منش خود قرار دهيم و از سست مهري پرهيز نموده تا در مهر آزمايي سربلند و سفيد روي باشيم ، مهر آفريني و مهر افزايي را شيوه كارمان قرار دهيم تا شرمنده مهربانان ومهر پروران  ايل نگرديم .

 « مروري بر نسل ديروز و امروز بختياري »

نوشتاري است از استاد عبد العلي خسروي « قائد بختياري » كه با ياد كرد نسل ديروز بختياري يعني نسل اسب و تفنگ و جنگ  به برنامه و كاركرد نسل امروز بختياري اشاره دارد كه بايد نسل علم ، انديشه و قلم باشد .

« نسل امروز بختياري بايد مغرور و سرافراز با اسب قلم بر ميدان جنگ مداران گذشته بتازند و دانش را جايگزين جهل و جنگ قرار دهند .»

« علل مشروط خواهي بختياريها »

مقاله اي مفصل به قلم دكتر اسفنديار آهنجيده استاد دانشگاه و تاريخ نگار بختياري است كه در شماره هاي اول و دوم نشريه كهرنگ به چاپ رسيده است .

دكتر آهنجيده در اين مقاله به تحليل و بررسي شرايط بختياري در زمان انقلاب مشروطه واهداف و آرمان آنان از شركت فعال در به ثمر رساندن مشروطه مي پردازد و با اشاره به اختلافات درون ايلي از تدبير و كياست سرداران بختياري در فتح اصفهان و به ثمر رساندن مشروطه و ايده و ارمان آنان  صحبت به ميان مي آورد .

«‌سردار اسعد از صميم قلب ارزو مي كرد كه روزي ملت ايران از زير يوغ استبداد رها شده و بتواند به يك آزادي واقعي و عدالت اجتماعي دست يابد .»

در ادامه مقاله نويسنده از نحوه  فتح تهران توسط مشروطه خواهان و سياست روس و انگليس در قبال شاه معزول و كيفيت پناهندگي شاه به سفارت روسيه و سلطنت احمد شاه صحبت به ميان مي آورد .

« احمد شاه به تخت جلوس كرد ، وقتي روي تخت نشست پاهاي او به زمين نمي رسيد ، سردار اسعد ، عضدالملك ، سپهدار و جمعي ديگر با شاه نوجوان عكس گرفتند .»

 

« فرايند همگرايي و پيشينه ي  قوم لر »‌

 مبحثي علمي و پژوهشي است كه توسط سيد محسن هاشمي رياست بنياد سينمائي فارابي كه  به بهانه « ‌دلشوره و نگراني برخي مسئولان از صدور مجوز همايش قوم بختياري » به رشته تحرير در آمده است .

نويسنده در اين مقاله به تنوع قومي ، اجتماعي و انساني ايران زمين و حضور و تاثير خرده فرهنگ ها در فرهنگ عمومي كشور اشاره دارد و انكار تفاوت هاي قومي و تلاش در جهت يك پارچه شدن فرهنگ ها را اقدامي بي ثمر مي شمارد و خواسته ها و مطالبات فرهنگي و اجتماعي اقوام را در چهارچوب نظام سياسي موجه و موجب پويايي و تقويت نظام مي داند .

او در ادامه با اشاره اي گذرا به تاريخ سياسي و اجتماعي الوار ، از وسعت و جغرافياي لرستان و مقاومت و پايداري واليان آن منطقه درمقابل ظلم و جور و همچنين حضور مؤثر و سرنوشت ساز بختياريها در عرصه هاي مختلف سياسي و اجتماعي ايران صحبت به ميان مي آورد و در آخر هرگونه ابراز نگراني و احساس بي اعتمادي نسبت به طرح فرهنگ ، آداب و سنن قوم لر را فاقد مبناي علمي و شواهد تاريخي مي داند .

« هنوز هم به آفتاب قسم مي خوريم .»

عنوان مصاحبه نشريه كهرنگ در اولين شماره خود با استاد عبدالعلي خسروي  « قائد بختياري»  است . خسروي در اين مصاحبه ي صريح و صميمي از زندگي اش ميگويد ، از تاليفات و كتابهايش و از تلاش و سوابق ي فرهنگي اش.

« زماني كه در فرهنگ و هنر خوزستان بودم اطلاعات 400 روستاي خوزستان را  جمع كردم و اين اطلاعات شامل چگونگي پيدايش ، تاريخچه ، آداب ، فرهنگ و سنن هر روستا بود در آن موقع ديدند كار من با ديگران متفاوت است ، آمدند تشويق كردند ، جايزه دادند و بورسيه سفر اروپا را برايم فراهم نمودند .

دهخدا در ايل بختياري ، همياري در ايل بختياري ، نگاهي به حضور سياحان خارجي در سرزمين بختياري ، شال بستن و گشتي گرفتن ، شناخت طايفه آستركي ، يادي از رضاقلي خان ايلبگي ، معرفي كتاب از ديگر مطالب شماره اول  نشريه كهرنگ مي باشد .

رهِ گويُري ،  خال لوً ،  قاليكوه ،  خالق هنرمند ، مُندير ، پدر ،  تكسوار شعر هاي گويشي و فارسي هستند كه در شماره اول نشريه به چاپ رسيده اند .

 و اينك با انتخاب شعر  گويشي «‌ مُنديًر» اثر جمشيد كريمي از كرج ، اين بحث را به پايان مي بريم .

ز داغ  دل  نشستم  بال ِ چــالَه

ِگريوستُم  سر  تَش  پـاله  پـاله

بِلاز  تش  گُل  حرف  گَپي  زيًد

مُير  بو  بختياري  اَوً  به  چـاله

گريوستم   ز  تنهايي  كِلِ  تُو

كه مُند از ايل مّو ديدي به چاله

گُدم  هي  تش خيال تو گِرهًدم

به  سر  ني پرورم  چينون  خياله

اوِ  چشمّم اَواي  پشت  پاهه

كه  با شادي بياره  ايل و ماله

كَد كُهسار سُيًلي  كُن به رُهرو

مُني  كهسار  وّرً  بنديده  شاله

بِيو هُي تَش بكن قسمت غم يك

به  سوز و تر  كنم با حُرسً و ناله

سكوت  هر دومون دي هْمدْرنگِن

كه  ياره  يادمون  خاتون  و زاله

                                             حق نگهدار و بخت يارتان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1384ساعت 23:48  توسط اقبال صالحي  |